تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


     
    دختر خاطرات زندگی نداشته ام
    به هنگام بافتن گیسوی تازه شکفته ات
    برایت از رویاهای مادر رفته ات می گویم
    از آن قدم زدن های زیر باران 
    و دعوا بر سر نام تو و آن کفش های کوچک سرخابی رنگت 
    و در اوج دلداگی رفتن و کشتن تمام خاطراتی که تو هم جزیی از آن بودی
    حال به آغوش من بیا که شانه مرد پدر نشده را مرهمی گوارا تر از پیشانی دختر هرگز متولد نشده که زاییده ذهن است نیست 
    و چه حسی زیباتراز اینکه 
    دختری هر شب توی اتاق خیالت برایت شعر می خواند و تو برایش از عاشقانه هایت با مادر نداشته اش سخن بگویی...
    موری رنجبر

    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 3 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر